خرونرو آلپ مازندران

پنجشنبه ۳۰ اردیبهشت ۹۵

ساعت ۱۳:۴۵ از بابلسر حرکت کردیم  بعد از پیوستن دوستان در مسیر جمع همنوردان به ۱۸ نفر رسید  با  توقف های مختلف ساعت ۱۸ به اول جنگل مرس سی رسیدیم . بعد از صحبت های ابتدایی برنامه حرکت خود را از مسیر پاکوب جنگل مرس سی آغاز کردیم از دوردست صدای رعد وبرق می آمد  ولی جنگل روشن افتابی بود دقایقی بعد که از جنگل خارج شدیم انبوه ابر که در پایین دست متراکم شده بود بتدریج بالا آمده  و بسرعت همراه با باد شدید ما رو در بر گرفت و در میان مه شدید به کلبه های بندبن رسیدیم بعلت خالی بودن کلبه ها از دامدارها و صاحبان انها در کلبه ها جا گرفتیم . کم کم باران پراکنده و رگباری آغاز شد  . با روشن کردن آتش توسط مرتضی سعادت نیا دوستان تا پاسی از شب در کنار آن نشستند جمعی هم به استراحت  پرداختند . قرار شد ساعت ۵ صبح حرکت خود را به سمت قله نرو آغاز کنیم  .

جمعه ۳۱ اردیبهشت ۹۵

ساعت ۴ صبح از خواب بیدارشدیم با صرف صبحانه و آماده شدن برای حرکت راس ساعت با کمی تاخیر حرکت خود را از مسیر دهلیز شرق بندبن آغاز کردیم با رسیدن به دهلیز با یخچال روبروشدیم که مسیر خود را کمی از روی صخره ها ادامه دادیم تا به پاکوب اصلی رسیدیم آسمان صاف وآفتابی و مناظر بسیار زیبا از بالا جنگل سرسبز دنیایی از زیبایی جلو دیدگان ما جلوه گر بود  با رسیدن به چشمه خرو و گرفتن آب مورد نیاز ادامه مسیر داده هوا در حال تغییرات بود در پایین دست ابرها  در حال متراکم شدن  و صدای رعد و برق از دور دست و آفتابی همچنان بر فراز سرمان پا برجا بود – با گذشتن از ضخره های سه سنگ  قله نمایان شد  با گذشتن از فراز و نشیب های پای قله ساعت ۱۱:۳۰ به قله رسیدیم که ناگهان هوا خراب شد و بارش تگرگ و همزمان رعد و برق آغاز شد با رعایت نکات ایمنی و گرفتن چند عکس بلافاصله بسمت پایین حرکت کردیم  کمی بعد دوباره هوا آفتابی شد  ولی در پایین ابر بسیار غلیظی حاکم بود  بعد از توقف ۲۰ دقیقه ای برای صرف آب و غذا و تجدید قوا بسمت پایین حرکت کردیم ساعت ۱۵ در میان مه شدید و رطوبت حاصل از آن به گذرگاه و دهلیز رسیدیم که با خیس و لغزنده شدن سنگها فرود با مشکل همراه بود  به ترتیب و با همکاری دوستان ساعت ۱۶دهلیزخارج اشدیم ولی بارش شدید تگرگ و باران جای خشکی از لباس ها نماند  ساعت ۱۶:۴۵ به بندبن رسیدیم

بعد از ساعتی استراحت و صرف نهار بسمت جنگل مرس سی و ماشین حرکت کردیم ساعت ۱۸:۱۵ به ماشین رسیدیم و بسمت بابلسر حرکت کردیم ساعت ۲۲:۳۰ به بابلسر رسیدیم

لاکمر (امامزاده عباسعلی ،سوادکوه)

جمعه ۱۵ آذر ۹۲
ساعت ۵ صبح به اتفاق ۱۸ نفر از دوستان راهی دوآب و روستای کمر پشت شدیم جاده لغزنده مسیر در روزهایی که بارانی باشه رسیدن به روستای کمر پشت کمی دشوار می شه در هر صورت مینی بوس ساعت ۸ در روستای کمرپشت تپقف نمود ، با گرفتن کوله ها از مسیر سنتی بسمت امامزاده حرکت کردیم ، از برفی که انتظار می رفت خبری نبود بعد از گذشتن از گوسفندسرا در محوطه کنار چشمه صبحانه صرف کردیم که در اینجا چند نفر از دوستان عقب دار بعلت اشتباه رفتن مسیر رو بصورت مستقیم از کنار کلبه ادامه دادن که ما خبر نداشتیم و ین خود موجب ناهماهنگی شد که تذکر داده شد ، چون تماس با آنها به علت ندادن خط مشکل بود اس دادیم که جواب دادن در مسیر قله هستیم و ما هم ادامه دادیم ساعت ۱۱:۳۰ به امامزاده عباسعلی یا همون قله رسیدیم یکی دو گروه از قاپمشهر در مسیر بودند ، رو قله بودیم که گروه شقایق قاپمشهر هم ار راه رسید که دوستان ما آقایان سیروس سیفی و نوربخش رپپس هیات قاپمشهر هم بودند که سلام و جویای احوالی شدیم ، چند عکس با دوستان گرفتیم و سپس ساعت ۱۲:۱۵ بطرف پایین حرکت کردیم در محل صرف صبحانه نهار صرف کردیم ساعت ۱۴:۳۰ بسمت روستا حرکت کردیم ساعت ۱۵:۱۵ به روستا رسیدیم و سوار مینی بوس شدیم و حرکت بسمت بابلسر ، ساعت حدود ۱۸ به بابلسر رسیدیم.

بزگوش (بزمیش) سوادکوه ۸ آذر ۹۲

با هماهنگی و قولی که به دوستانمان در گروه کوهنوردی مارال داده بودم صبح ساعت ۴ در حالی که حال مساعدی هم نداشتم به اتفاق آقای نقیبی و حبیب مسعودی و تو بابل آقای حبیب ردایی به جمع دوستان گروه مارال پیوستیم در حالی که هوا ابری بود ولی هوای منطقه مساعد اعلام شده ، ساعت ۷:۱۵ به خط گاز عباس آباد رسیدیم و از همین مسیر بعد از نرمش و صحبتهای خانم چراتیان بسمت بالا حرکت کردیم با آنکه می توانستیم همین مسیر رو ادامه بدیم برای ملایم شدن شیب از مسیر جنگل و جاده به بسمت کلبه های پای قله حرکت کردیم در مسیر برای ۳۰ دقیقه صبحانه صرف شد.ساعت ۱۰:۳۰ در محل کلبه ها بودیم بعد از دقایقی بسمت قله حرکت کردیم شیب تند مسیر قله حدود ۲ ساعت از زمان را تا قله در بر داشت در محدوده بالای قله برف خوبی نشسته بود ساعت ۱۲ همه بر فراز قله ۳۰۰۰ متری بزمیش یا بزگوش بودیم قله های با دو قله کوچک به مانند گوش . حدود ۳۰ دقیقه رو قله بودیم بعد از گرفتن چند عکس بسمت پایین حرکت کردیم که در کمتر از یکساعت به کلبه رسیدیم و صرف نهار ساعت ۱۴:۳۰ هم از کلبه بسمت مینی بوس حرکت کردیم که ساعت ۱۵:۴۵ تو مینی بوس بودیم و حرکت بسمت بابل ، با خداحافظی از دوستان گروه مارال از دوستان جدا شده بسمت بابلسر حرکت کردیم ساعت ۱۸ بابلسر بودیم .

یک روز برفی جمعه اول آذر

جمعه۹۲/۹/۱
از چند روز قبل مشخص شده بود هوا روز جمعه حسابی بارانی و تو ارتفاعات برفی تو سایت های هواشناسی منطقه ورسک رو بارش خفیف برف در برخی از ساعات روز جمعه رو نشان میداد این شد که برنامه پیمایش مسیر سه خط طلا تا قلعه مازیار رو کنسل نکردیم ، صبح ساعت ۴:۴۵ از سه راه علوم پایه دوستان بتدریج تا شیرگاه به ما ملحق شدند شدیم ۲۱ نفر تمام مسیر از بابلسر تا زیرآب باران بود که شیشه جلوی مینی بوس رو نوازش می کرد ساعت ۷:۴۰ رسیدیم برف همه جا رو سفید پوش کرده بود ، از ورسک گذشته و بسمت دوگل ادامه مسیر دادیم ، بعد از گذر از تونل ورسک یک تونل دیگه رو هم رد کردیم از اولین بریدگی دور زده ساعت ۸:۱۰ زیر پل راه آهن توقف کردیم از کنار پل بالا رفتیم بعد از رد شدن از روی ریل خط اول و گذر کنار خانه های سازمانی وارد ایستگاه دوگل شدیم این محل آدم رو یاد فیلم ها می اندازه ، در کنار ایستگاه صبحانه صرف شد ، راهنمای برنامه آقای جواد صالح نژاد همش نگران بچه ها به هنگام گذر از تونلها بود که یه موقع قطار از راه نرسه یا اگه برسه بچه ها چکار باید بکنند.
ساعت ۹:۳۰ بعد از کمی در مسیر خط آهن از پاکوب مشخصی در میان برف سنگینی که روی بوته ها و درختچه ها نشسته بود بسمت خط طلای سوم ادامه مسیر دادیم بعد از حدود نیم ساعت به خط سوم رسیدیم و گذر از اولین تونل به همه بچه تذکر لازم رو دادیم چون طول این تونل زیاد نبود زود گذر کردیم ولی هیجان رسیدن ناگهانی قطار هرلحظه امکانش بود چون صدای آن در دور تر به گوش می رسید ، بارش برف و باد در داخل تونل به حالت بوران در می آمد و صحنه های خاص ، لازم بذکر است فاصله خط آهن در داخل تونل تا دیواره حدود یک متر و سی سانته و خود حدس بزنید میزان خطر رو، از دومین تونل هم بدون گذر قطار گذشتیم در مسیر پل های متعددی هم وجود داره که عبور از آن هم کم خطرناک نیست، بعد لحظاتی به بچه گفتیم هد لایت ها رو روشن کنند چون وارد طولانی ترین تونل منطقه می شدیم و اوج هیجان از اینجا شروع شد همه در یک خط از کنار دیواره به کسی هم اجازه عبور از وسط خط داده نشد چون شما تا ۱۵ ثانیه قبل از ورود قطار صدای آن را توی تونل نمی شنوید و فرصت فرار کم است ، تونل تاریک مطلق حتی هد لایت هم بخوبی فضا رو روشن نمی کنه توی این تاریکی تونل پر از ذباله شده انواع بطری آب و نوشابه و… حدود بیست متر مانده به آخر تونل به ناگهان صدای بچه ها اول بلند شد به صدای قطار منو و آقای رضاییان اومدیم بیرون و غرش قطار که توی تونل و صدای هیجانی بچه ها حتی راننده قطار هم در آخرین لحظه متوجه ما شد که بوق را بصدا در آورد.
چون به بچه ها گفتیم اگه قطار اومد خودتونو بچسبونید به دیواره وقتی بیرون اومدن وای خدای من همه صورت ها شبیه حاجی فیروز شده بود اونایی هم که سیاه نشدن بعدا سیاه شدند. خلاصه بخیر گذشت ، بعد از این تونل طولانی همراه با هیجان از کنار تونل بعدی آن از شیب نسبتا تند و جنگلی بالا رفتیم، (در ین لحظه قطار دیگری از راه رسید که ما از بلای تونل شاهد آن بودیم) که در نهایت در زیر قلعه به دیواره و صخره های لغزنده و پوشیده از برف رسیدیم برای دقایقی این مسیر رو دست به سنگ بالا رفتیم البته نه همه بچه ها در میانه راه به علت خطر ریسک زیاد بود اعلام برگشت دادیم از همان مسیر که بالا رفتیم برگشتیم ، ساعت ۱۳:۳۰ در حال برگشت بودیم و باز داخل تونل طولانی شدیم که در میانه مسیر تونل قطار رسید وای خدای من چه صدایی همراه با صدای مسافر ها و بچه ها مسافرها توی قطار شوکه شده بودند انگار روح دیده بودند این بار هم بخیر گذشت و از تونل خارج شدیم”] بارش ملایم برف همچنان ادامه داشت در برگشت از مسیر دیگری به خط دوم رسیدیم که تا ایستگاه دوگل ادامه دادیم تو ایستگاه توقف کوتاهی کردیم قرار شد نهار رو تو رستوان چاپارخانه صرف کنیم به اطلاع رسوندن که آش دوغ رو آماده کنند تا ما برسیم ، دیگه گروه یخار دیگه ، ساعت حدود ۱۵ به رستوران رسیدیم و صرف نهار اکثر بچه آش دوغ رو نوش جان کردند و غذایی رو هم که داشتن صرف کردند و بعد نوشیدن چای و نبات مخصوص با کلی مخلفات همراه خلاصه پایان برنامه این رو هیجان انگیز و خوش با سپری شدن بیش از یکساعت در رستوران به پایان رسید ساعت ۱۸ هم به بابلسر رسیدیم ،
لازم به ذکر است اجرای این برنامه با همکاری صمیمانه آقای مرتضی نوری و راهنمایی سید جوادصالح نژاد از گروه کوهنوردی سیاوش سوادکوه اجرا شد . توصیه می شود برای رسیدن به قلعه مازیار هیچ گروه دیگری این نوع برنامه را در این مسیر اجرا نکند چون فوق العاده خطرناک می باشد چون در یک فاصله زمانی شش ساعت ما شاهد گذر ۷ قطار در مسیر بودیم که دو بار داخل تونل بودیم که قطار از راه رسید. فکر اینو نکنید که این قطار گذشت تا ساعتی دیگر نمی آد حتی مامور خط فقط ساعت قطار مسافربری رو می دونست اکثر قطارها باری و نفتکش هستند .

وای خدای من

ورسک

یخاری ها

همه به سلامت با صورت های دودی و سیاه شده از تونل میان بیرون

منم می گیرم

گروه یخار

متروکه

مجتبی

مجتبی مواظب باش

کوهنورد

کلبه های راه داری

فعالیت برای رسیدن به قلعه

عکس تکی

عبور قطار

عبور قطار از کمتر از یک متری ما

صعود در برف

عبور از روی پلها

عبور از میان بوته های به برف نشسته

صرف صبحانه تو ایستگاه

صخره های نزدیک قلعه مازیار

شاهد خروج قطار از تونل

دوستای بی نظیر

رستوران چاپارخانه و صرف آش دوغ

روز حرکت قطارها بود

دهانه تونل

خنم حجازیان

خط طلای سوم

حرکت قطار دود زا

خانم رفیع زاده

خانم کریمی

حرکت در برف

جاده فیروزکوه ۱ آذر ۹۲

تونل

به کی می خوای بزنی

پل خط آهن

تقدیم به هانی عزیز

بلاخره یکی از ما عکس گرفت

بسوی روشنایی

بزرگمردان حاضر در برنامه

بارش برف

اینا همه چی رو خورده بودند

برف بازی

با حضور استاد فهیمی

برف سنگین

با دوستان جدید

این سه نفر

ایستگاه دوگل

استاد فهیمی

استاد رضاییان در میان برف

استاد رضاییان

استاد فتاحی

قلعه دوم ( اتابک و مازیار) از مسیر سه خط طلا جمعه ۱ / ۹ / ۹۲

جمعه اول آذر از مسیر هیجان انگیز و استثنایی سه خط طلا که یکی از شاهکارهای خطوط راه آهن در جهان می باشد به قلعه دو اتابک و مازیار خواهیم رفت . این برنامه با همکاری گروه کوهنوردی سیاوش سوادکوه اجرا می شود.

1334229158904009_large

images

چورت (دریاچه میانشه) ۱۷ آبان ۹۲

گروه با یک هماهنگی استثنایی در تاریخ تاسیس گروه با حدود ۱۰۰ نفر جمعه ۱۷ آبان یک برنامه گل گشت را در منطقه چهاردانگه ساری در کنار دریاچه میانشه اجرا نمود ، هوای خوب و آفتابی در اجرای خوب برنامه بسیار کمک کرد گل آلود نبودن مسیر که در بسیار مواقع سال گل آلوده و خراب می باشد، در بموقع رسیدن نفرات به دریاچه و برگشت آن بسیار مهم بود اگر آن تاخیرات در خراب شدن و سوخت تمام کردن یکی دو تا از مینی بوسها صورت نمی گرفت، برنامه خیلی بهتر از این اجرا می شد چون زمان زیادی را این موارد از گروه گرفت ، گروه ساعت ۸:۳۰ به روستا رسید که خبر دادند یک مینی بوس تو مسیر بعلت تمام کردن سوخت خاموش کرده و من تا اومدن دوستان ایستادم که این مورد در بخشی از زمان وقفه ایجاد کرد ،مناظر زیبای پاییزی مسیر هر آنچه در بهار سبز دیدیم الان رنگارنگ و هزار رنگ شده بود همین مناظر در حرکت کند گروه تاثیر گذار بود چون همه دوربین ها در حال ثبت تصاویر زیبایی های مسیر بودند. بلاخره با توقف در مسیر جهت صرف صبحانه و حرکت کند نفرات ساعت ۱۱:۳۰ به دریاچه رسیدیم اکثر گروه زودتر رسیده بودند . چون از قبل جهت نهار گروه کباب تهیه دیده شده بود چند نفر برای آماده کردن بسیج شدند بسرعت همه چی آماده شد تا ساعت ۱۴:۳۰ همه نهار شونو صرف کردند . بعد بچه ها مراسم کوچکی برای مهدی اجرا کردند ،در کل زمان توقف در کنار دریاچه حدود ۵ ساعت بود و گروه های دیگری از جمله گروه سیاوش سوادکوه در محل فضای شلوغی را ایجاد کرده بود گروهی هم از قاپمشهر در حال تیرول کردن از بالای دریاچه بودن که موفقیت آمیز نبود و دیگر دوستان در حال گرفتن عکس از مناظر بودند در پایان برنامه با گرفتن یک عکس دستجمعی در کنار دریاچه و حرکت بسمت بسمت روستا
را آغاز کردیم ، ساعت ۱۷:۳۰ به روستا رسیدیم و حرکت بسمت بابلسر ، چون ذباله ها رو هم جمع کرده بودیم ظروف درب دار گوشت ها رو تو یک نایلون مشکی گذاشته بودیم که دوستان زحمت کشیدن اونا رو هم تو یک پمپ بنزین تو مخزن ذباله انداختن ما رو دچار مشکل با… کردند دستشون درد نکنه امروز بازار بودم . در اینجا از تمام از زحمات همه عزیزانی که در اجرای برنامه همکاری نمودن سپاسگزاریم .
تصاویر برنامه

سنگچال به دیوا (پیمایش مشترک با باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند تهران)

پنجشنبه ۹۲/۸/۹
با هماهنگی قبلی از یکی دو ماه قبل باآقای سعید صبور (از اساتید باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند ) به عمل آمد قرار اجرای برنامه مشترک در مسیر جنگلی سنگچال به دیوا گذاشته شد ، ساعت ۹ از بابلسر حرکت نمودیم با پیوستن دوستان در مسیر تا بابل ۱۵ همنورد ما رو در این برنامه همراهی کردند که چهار نفر را خانم ها تشکیل می دادند ، ارتباط با تلفن همراه با آقای صبور برقرار بود و گروهی جداگانه با سرپرستی آقای امیر نعمتی کلا سه گروه در مسیر اجرای برنامه بودند که گروه آقای نعمتی بطور جداگانه در مسیر بودند . ساعت ۱۱:۳۵ بعد از پشت سر گذاشتن ترافیک ناشی از آسفالت نمودن جاده بابل به آمل به گت کلا رسیدیم همه دوستان در محوطه امامزاده جمع شده بودند بعد از معارفه اولیه وتوصیه بعضی از موارد در مورد مسیر پیش رو به دوستان که همه از کوهنوردان آشنا به کوه و طبیعت بودند اونم بدلایل مسیر نا آشنا برای دوستان بود گفتیم که مشکلی پیش نیاد .
ساعت ۱۲:۲۰ با کوله های سنگین دو روزه بسوی یال حرکت کردیم که بعد از حدود یکساعت بر روی یال بودیم و دقایقی تنفس ، برای رسیدن به کلبه پنجم ما حدود ۴/۵ ساعت زمان در نظر گرفتیم که با تعداد زیاد همنوردان که جمع دو گروه به ۴۳ نفر رسیده بود و با تاخیرات اجتناب ناپذیر در مسیر پیمایش را طوری باید انجام شود قبل از تاریکی هوا در یکی از کلبه ها چادر نصب شده باشد ، به همین منظور کمی باسرعت حرکت کردیم یک قسمت هم میانبر زدیم که به یک شیب تند همراه با انبوه شاخ و بوته تمشک برخوردیم تا به مسیر مالرو منتهی به اولین کلبه که تخریب شده رسیدیم ساعت ۱۳ شده بود برای تجدید قوا به دوستان گفتیم سریع نهار صرف کنند.
ساعت ۱۳:۲۰ حرکت خود را بسوی کلبه دوم آغاز کردیم بعد از گذر از میان بوته ها و مسیر چشمه ها و رودخانه میانه راه ساعت ۱۴:۴۰ به کلبه دوم رسیدیم و گذر کردیم ، آسمان صاف و آفتابی و جنگل با درختان خزان زده و گاها صرف میوه های جنگلی در مسیر و گرفتن گاه به گاه عکس از مناظر در میان جنگل انبوه هیرکانی گذر زمان رو حس نمی کردیم که خود را در مقابل کلبه سوم دیدیم ساعت ۱۵:۵۰ رو نشون می داد اصولا تمام کسانی که مسولیت بدوش دارند کمتر از طبیعت لذت میبرند چون همش در فکر بموقع و بدون مشکل رسیدن رو در ذهن دارند . گروه ۱۲ نفره آقای نعمتی در کلبه سوم اطراق نمود. گروه ۴۳ نفره ما به راه خود ادامه داده بعد از گذر از چند رودخانه و سر بالایی و سراشیبی و گرفتن آب از چشمه میان راه ساعت ۱۶:۴۵ به کلبه چهارم رسیدیم به جهت اینکه اگر برای رسیدن کلبه بعدی ادامه مسیر میدادیم به تاریکی بر می خوردیم ، با افزایش لباس شروع به آماده نمودن چادرها و گروه یخار هم در کلبه برای خود جا گرفت و بچه ها آتش برای گرم شدن اماده نمودن، و چای جنگلی با کتری و قوری آقای هانی نعمتی استارت شب نشینی تاریخی زده شد ، دوستان باشگاه دماوند هم مشغول آماده نمودن جشن تولد یکی از خانم ها بودن نصب بادکنک و شمع و کیک و گرفتن عکس ها توسط استاد کورش حکیمی ، در قسمت بعدی کلبه دوستان دیگری آماده شب نشینی بودند که اوج شب خاطره انگیز بود که خواندن سرودها و تصنیف ها بزبان فارسی و محلی همراه بود ، قرار گذشته شد ساعت ۵:۳۰ برپا زده شود و ساعت ۷ صبح حرکت بسوی دیوا.
جمعه ۹۲/۸/۱۰
صبح ساعت ۵:۳۰ از خواب بیدار شدیم چای و صبحانه صرف شد ، وسایل رو جمع جور کرده کوله ها بسته شد تا همه دوستان آماده بشن ساعت ۷:۲۰ شد و حرکت
خود را آغاز کردیم هوای دل انگیز و بسیار روحنواز و جنگل زیبای مسیر و رودخانه ها صدای پرندگان و زنگوله گاوها در دوردست نوای موسیقیایی در صبحگاهان روز جمعه بود ، ساعت ۸:۱۰ به کلبه پنجم رسیدیم در این مکان دوستان شروع به گرفتن عکس های دستجمعی کردند ، با تغییر مسیر از سمت راست کلبه نسبت به مسیر گذشته در جی پی اس در کمتر از ۱۵ دقیقه به کلبه ششم رسیدیم و وارد مسیر مالرو که نشون میداد دام زیادی به تازه گی از آن عبور کرده کل کلبه های مسیر خالی از سکنه بودن ، بعد از گذر از یک سرازیری باشیب تند به چشمه ای رسیدیم که دقایقی آب آن قطع و سپس جریان پیدا می کرد . در مسیر مالرو که بعضا تبدیل به باتلاق شده بود ادامه پیمایش داده کم کم افراد بومی را در مسیر دیده می شدند که در حال آماده ساختن لوله آب از چشمه بودند یا چیدن ازگیل برای ساخت رب ازگیل، با توقف های بین راه جهت استراحت و گرفتن آب از چشمه ها ساعت ۱۳ در کنار رودخانه که لوله آب از روی آن می گذشت جهت صرف نهار نشستیم ، از این مکان تا روستا حدود ۲ ساعت زمان جهت پیمایش صرف می شود ، ساعت ۱۳:۳۰ با گذر از عرض رودخانه که از همه جا بیشتر آب داشت گذشتیم و وارد همان مسیر مالرو شدیم از این به بعد در بیشتر لحظات مسیر گل آلود و باتلاقی بود بطوری که تا زانو تو گل فرو می رفتیم ، با گذر زمان و طی نمودن جنگل زیبای مسیر در هوایی بسیار خوب و دوستانی که بنظر می رسید از برنامه راضی بودن ، کم کم دکل های برق روستای دیوا از میان درختان مشخص شد ساعت ۱۵:۳۰ همنوردان در میان رودخانه مشغول شستن کفش ها بودن چون دیگه به جاده خاکی منتهی به روستا رسیده بودیم با توقفی کوتاه همه با هم بسوی روستا حرکت کردیم ساعت ۱۶:۱۰ در حالی که اهالی با خوشرویی با آب خنک از ما پذیرایی کردند و وارد مسجد و حسینه دیوا شدیم بعد از دقایقی از آقای صبور و دوستان همنورد باشگاه دماوند تهران خداحافظی نموده به امید برنامه های مشترک آینده، راهی بابلسر شدیم ، ساعت ۱۷:۳۰ بابلسر بودیم .
تصاویر برنامه


استراحت در کنار چشمه

تیم عقب دار

زیباترین عکس دستجمعی

عکس خاطره انگیز گروه یخار و باشگاه دماوند   ۱۰ آبان ۹۲ در مسیر سنگچال به دیوا

کلبه چهارم

کلبه دوم

کلبه ششم

کلبه هشتم

کمپ

گذر از آخرین روخانه

مسجد دیوا

مسجد گت کلاه

مسیر زیبا

مناظر

مهدی مهدی نسب

نمایی دیگر صف

نمایی زیبا از حرکت گروهی

ورودی روستای دیوا/ بندپی

گت او (عباس آباد ورسک)

جمعه ۳ / آبان /۹۲ گروه یخار با ۳۲ همراه عازم ورسک جهت اجرای یک برنامه گلگشتی شد ، با تاخیراتی ساعت ۵:۲۰ از بابلسر بسمت ورسک حرکت کردیم ، در حالی بارون می بارید با اطلاعاتی که از سایت های هواشناسی نسبت به خوب بودن هوا در منطقه گرفتیم ، ساعت ۸ صبح هوای ورسک رو عالی و بسیار لطبف و دلچسب بود، با پیاده شدن بچه ها از مسیر خط گاز از شیب تند آن بالا رفتیم بعد از گذشتن از این مسیر در فضایی زیبا صبحانه صرف شد ِ، ساعت ۹:۱۵ بسمت چشمه گتو حرکت کردیم پاییز در این محل به زیبایی هر چه تمامتر جلوه می کرد برگ های رنگارنگ درختان و صدای خش خش برگها در زیر پای همنوردان در مسیر لوله آب تا چشمه همه زیبایی ها یکجا در مقابل دیدگان بود ساعت ۱۰:۲۰ به چشمه رسیدیم و توقف جهت چند ساعت نشستن در میان فضایی زیبا و جنگل پاییزی . ساعت ۱۴:۳۰ هم با جمع کردن وسایل بسمت پایین و مینی بوس حرکت کردیم ساعت ۱۸ هم بابلسر بودیم.
تصاویری از این برنامه

قله سر جولک سوادکوه

روز جمعه ۲۶ مهر ۹۲ گروه عازم سوادکوه شد تا برای صعود قله تلم سنگ به روستای گرزین خیل رفتیم ، سر ساعت مقرر با انکه چند بار مسیر رو ماشین اشتباه رفت و برگشت به چهل چشمه رسیدیم ، مسیر رو هم از سایت گرفتیم ، ساعت ۸:۳۰ تو منطقه چهل چشمه کنار خانه روستایی که کسی تو روستا نبود همه رفته بودند به نظر می رسید که زمان دامداری تو این محل گذشته و به قشلاق رفتند . بساط صبحانه رو پهن کردیم و ساعت ۹:۱۰ بسمت قله حرکت کردیم مسیر پر شیب به قله نزدیک تر بود رو انتخاب کردیم در بعضی نقاط درجه شیب به ۵۰ هم می رسید . با گام یک نواخت مسیر و در ۲:۴۵ دقیقه پشت سر گذاشتیم در حالی که مسیر و فایل GPS قله تلم سنگ رو گرفته بودیم به قله سرجولک به ارتفاع ۳۳۵۰ متر رسیدم ، باد شدیدی رو قله داشتیم که گاهی ایستادن رو با مشکل روبرو میکرد آسمان صاف و افتابی قله های بسیاری رو تا دوردست ها میشد دید ، دماوند و میشینه مرگ و پرچنان و انیسه و قدمگاه و نرو و ارفع و… با گرفتن چندین عکس و مراسم قله بسمت پایین حرکت از همون شیب تند برگشتیم ساعت ۱۴ گوسفندسرا رسیدیم و صرف نهار ساعت ۱۵ هم تو مینی بوس بودیم بطرف بابلسر حرکت کردیم، تعطیلات چند روز موجب ترافیک شدیدی د مسیر شمال بسمت تهرن شده بود تقریبا بطول ۴۰ کیلومتر ساعت ۱۷:۴۵ به بابلسر رسیدیم .

تصاویر برنامه

از جزیره آشوراده تا خالدنبی

پنجشنبه ۱۸ مهر ۹۲
بندر ترکمن جزیره آشوراده
صبح ساعت ۵ از بابلسر با ۱۴ نفر خارج شدیم سه نفر هم تو مسیر به گروه ملحق شدند با تاخیرات جزیی ساعت ساعت حدود ۷ از ساری گذشتیم در مسیر دوستان مشغول دیدن فیلم جدید اصغر فرهادی بودند که تمام نشده به بندر ترکمن رسیدیم ، قسمت اول برنامه دیدن جزیره اشوراده رو اجرا کنیم بعد از دقایقی کوتاه سوار بر سه قایق موتوری بر روی آب بودیم و بسوی جزیره در حرکت ، اولین جاذبه مرغان ماهی خواری که بر روی پایه های اسکله قدیمی به گفته قایقران مربوط به زمان جنگ دوم جهانی و زمان اشغال شمال ایران کشتی های روسی کنار اون پهلو می گرفتن تا اوایل انقلاب دایر بود که با بالا آمدن سطح آب دریا در دهه ۶۰ تخریب شد ، با گذر از کنار این آثار در حالی که مرغان دریایی بدنبال قایق بودند ، به تالاب کنار جزیره رفتیم که در میان آن صدها پرنده از نوع چنگر (پره لا ) و نوع های دیگر و چند اسب پا کوتا در میان نیزارها دیده می شدند ، در کنار اسکله شیلات جزیره پیاده شدیم با راهنمایی که راننده قایق موتوری داده بود از آثار قلعه مخروبه روسها که از آن فقط دیوارهایش مونده بود دیدن کردیم ، گله ایی از اسبها رو از نزدیک دیدیم ، و از میان بوته زارها گذشته در زیر درختان آکالیپتوس صبحانه صرف شد ، ساعت ۱۱ در کنار ساحل زیبای جزیره چند عکس گرفتیم به طرف بندر ترکمن حرکت کردیم و بلافصله راهی آق قلا شدیم .

آق قلا -(گل فشان قاریناقی – پنجشنبه بازار – پل تاریخی )

با تصمیماتی که با از طرف سرپرست برنامه و کادر فنی گروه گرفته شد یکی از برنامه های اصلی دیدن منطقه gelfeshan gharinaghi ( گل فشان قاریناق) بود که پیدا کردن این محل که خود محلی ها هم بسختی می شناختن کار ما رو کمی سخت کرد ، تا بلاخره در ابتدای ورودی جاده اینچه برون که حدس ما هم درست بود یکی از محلی ها آدرس دست پاشکسته ای به ما داد که تلفظ محلی این منطقه با آنچه ما بیان می کردیم فرق داشت بلاخره با در مسیر قرار گرفتن از فرعی روستای سقر تپه بعد از حدود ۱۰ کیلومتر ساعت ۱۲:۳۰ وارد سقر تپه شدیم که اینجا یکی از افراد بومی آدرس دقیق رو داد تپه ایی که از جاده هم بخوبی معلوم بود از ابتدای روستا وارد جاده خاکی شدیم بعد از حدود سه کیلو متر به بالای تپه قاریناق رسیدیم ، حفره ایی تقریا مدور که محیط آن حدود ۷۰۰ متر می شه از بالا به داخل این حفره بزرگ شدیم که همان ابتدا بوی گاز متان که از برکه های کوچک که آب بد بو سیاه رنگی هم داشت به مشام می رسید با گذر از باتلاق وسط به مرکز حفره که تپه خاکی که خود بر اثر گل فشانه ها بوجود آمده از آن بالا رفتیم این محل باید زمان خاصی از آن دیدن کردن که فعالیت بیشتری داره چون اکثر مسیر های آب چشمه ها به تازه گی خشک شده بود معلوم بود که بصورت شیارهایی تا به آبگیر ها که آبی بسیار شور دارد وصل میشود ، تا ساعت ۱۴ در این محل بودیم بعلت نبود آب شستن دست و پاهای گلی معضلی شده بود بلاخره بنحوی سوار ماشین شده در ابتدای روستا در منزل یکی از روستاییان ، دست پاهای گلی شسته شد و حرکت بسمت بازار محلی آق قلا ، برای کل بچه های گروه بازار خاصی نبود چون ما در منطقه در طول هفته انواع این بازارها رو می بینیم که مختص روزی از هفته هست که تقریبا همه به این بازارهای محلی یک صورت هستند.با این حال خانم ها خریدهاشونو کردن ، ساعت ۱۵ در کنار پل تاریخی آق قلا که مربوط به دوره صفویه می باشد و متاسفانه قسمتی از آن تخریب شده که با داربست به خیابان روبرو وصل شده و بصورت پیاده رو استفاده می شه ولی قسمت اعظم آن که سالم و به همان صورت اول می باشد کف سنگ فرش ان زیباست . بعد از صرف نهار در پارک کنار پل ساعت ۱۷ از آق قلا خارج شدیم و بسمت گنبد حرکت کردیم ،

گنبد کاووس

ساعت ۱۸:۳۰ به گنبد رسیدیم با هماهنگی که با آقای حبیب کوزه لی بازیکن اسبق تیم ملی والیبال در گنبد شده بود به مزرعه پرورش اسب آن دوست بزرگوار رسیدیم در حالی که ساعتی از زمان قرار بعلت ترافیک توی راه گذشته بود آقای کوره لی و دوستان و همکاران منتظر ما بودند در اینجا از بزرگواری ایشان در اختیار گذاشتن امکانات بسیار عالی محل به گروه صمیمانه سپاسگزاریم ، با گذاشتن وسایل در سوییت مزرعه بسمت گنبد اومدیم برای صرف شام ، در کنار میل گنبد ایستادیم بچه ها در گروه های چند نفره هر کدوم بسمتی رفتن قرار شد ساعت ۲۲ همه پای ماشین باشن ، با گشت و گذاری که در شهر داشتیم شام هم صرف شد، و در محوطه میل گنبد هم گشتی زدیم که در ورودی آن بسته بود قرار شد روز جمعه اینجا رو ببینیم ،
مثل اینکه شام خوردن بچه تمومی نداشت چون درست جلوی ماشین مغازه کبابی بود و پیتزا ، بلاخره ساعت ۲۲:۳۰ بسمت مزرعه رفتیم و تا ساعت ۲۴ در آلاچیق بسیار زیبا که با سلیقه خاص تزیین شده بود اجرای آهنگ هایی با گیتار توسط دو تن از دوستان گروه داشتیم ، فراموش کردم بگم تو این مزرعه چندین اسب مسابقه نگهداری می شد که بچه ها لحظاتی با اسب هایی که بیدار بودند عکس گرفتن اسب هایی که عاشق نوازش بودند .

جمعه ۱۹/ مهر / ۹۲

خالد نبی ،گورستان تاریخی ، گنب قابوس ، دریاچه سد رودخانه گرگان

ساعت ۵ صبح بیدار باش زده شد گروه تا ساعت ۶ با گرفتن چند عکس در کنار اسب ها بسمت خالد نبی حرکت کردیم مسیری که برای اولین توسط گروه در قالب یک برنامه گردشگری اجرا میشه ،
از طریق جاده آق آباد ، حاجی قوشان، به تمرقره قوزی رسیدیم که در اینجا به یک سه راهی رسیدیم از مسیر سمت چب به یلی بدراق و سپس آی تمر رسیدیم که در اینجا وارد جاده خاکی شدیم که تا خالد نبی ۶ کیلومتر فاصله داره ، گروه هایی که می خواهند پیاده پیمایش کنند باید اینجا پیاده بشن که با رسوندن خودشون به یال سمت راست روستا از مسیر پاکوب مشخص تا به خالد نبی برسند . ساعت ۸:۲۰ به خالد نبی رسیدیم ، بعد از صرف صبحانه در کنار بقعه عالم بابا بسمت گورستان خالد نبی که از همون بالای بال بخوبی مشخصه از مسیر پاکوب بر روی یال تپه ماهورها بعد از ۱۰ دقیقه به گورستان با علامت های خاص که قبر زنان از مردان تفکیک شده که متاسفانه به مانند تمام آثار تاریخی این گورستان چند هزار ساله بشدت تخریب شده و علام ان شکسته و در اطراف پخش می باشد ولی تعداد زیادی علام به همان صورت باقی است. این قبرها به تعداد زیاد بروی تپه ها وجود داشت ، قابل توجه که در کنار آرامگاه خالد نبی هم چند قبر با علامت زنان وجود دارد و در روستایی در کنار جاده در مسیر آق قلا هم از این نوع قبر ها دیدیم این نشان می دهد یک فرهنگ خاص در این منطقه وجود داشته و شاید دارد. تا ساعت ۱۲:۳۰ از خالد نبی و چوپان آتا دیدن کردیم در شجره نامه ای که در داخل آرامگاه وجود دارد خالد نبی یکی از سه پیامبری است که از زمان حضرت مسیح تا حضرت محمد جهت ترویج مردم به یکتا پرستی می پرداختند حدود ۴۶ سال قبل از تولد حضرت محمد از دنیا رفت. و از نوادگان آل سنان می باشد . بعد ازدیدن این منطقه منحصر بفرد که باید در بهار از زیبایی بیشتری برخوردار باشد بسسمت گنبد حرکت کردیم ، با توقفی که در بین راه داشتیم ساعت ۱۵ به گنبد رسیدیم و صرف مختصری غذا و دیدن میل گنبد با تهیه بلیط وارد میل شدیم که زمان ساخت آن به سال ۳۹۷ قمری و ۱۰۰۷ میلادی میباشد که به فرمان قابوس بن وشمگیر شمس المعالی از حکمرانان حامی هنر و دانشمندان بوده ساخته شده است .و حدود ۶۲/۲۸ متر ارتفع دارد. تا ساعت ۱۶:۳۰ تو گنبد موندیم و حرکت بسمت بابلسر از مسیر آق قلا در میانه راه در کنار دریاچه سد گرگان ایستادیم وسعت زیاد این دریاچه دیدنی می باشد . بعد از دیدن دریاچه و حرکت ، در حالی که غروب جمعه فرا رسیده بود و در حالی بچه ها در شور و نشاط بودند ساعت ۱۸:۳۰ در کنار رستوران اکبر جوجه اصلی گلوگاه ایستادیم تا ساعت ۱۹:۲۰ همه شام صرف کردند و حرکت بسمت بابلسر با پیاده نمودن دوستان در مسیر تا بابلسر در حال که یک برنامه خاطره انگیز رو به پایان رسانده بودیم ساعت ۲۱:۳۰ به بابلسر رسیدیم .
تصاویر کلی این سفر