صعود به دماوند با شرط داشتن گواهی کوهپیمایی

به منظور جلوگیری بیش ابیش تخریب اوکوسیستم دماوند گروه یخار بابلسر ازاین به بعد از بردن نفرات فاقد گواهی کوهپیمایی و یخ و برف به ارتفاعات بالای ۴۰۰۰ و قله دماوند خوداری نموده تا باشد گروه های دیگر کشور همین رویه را پیشه کنند . این روزها که کوه روها به صورت لجام گسیخته  از مسیرهای مختلف بصورت انفرادی و گروهی و تیمی اقدام به بالا رفتن از این کوه می کنند بسیاری بدون مجوز و داشتن آشنایی به اطلاعت پایه کوهنوردی  هستند شاهد حوادثی مرگبار در همین چند ماه اخیر بودیم  و آلودگی وحشتناک درمسیر تا قله و  پناهگاه ها های بارگاه سوم – تخت فریدون – سیمرغ  و حتی شمالی  متوجه می شویم آیا کوهنورد این زباله رو در این مکان ریخته منظور از کوهنورد  به معنای واقعی کلمه می باشد  – جای بسی تفکر دارد و مسولانه برخورد کردن نهادها و ارگان های مربوط را می طلبد  – چرا کشورهای دیگر فقط یک مسیر و حداکثر دو مسیر را برای کوه ها تعیین می کنند

مثل کلیمانجارو  – مونبلان  آیا چیزی بغیر از حفظ محیط زیست می باشد؟ حال ما چه می کنیم با طبیعت خود ؟

آبشار اسپه او

جمعه  ۲۹ مرداد ۹۵

ساعت ۵ صبح به اتفاق ۱۸ نفر بابلسر را بسمت بهشهر حرکت کردیم  در مسیر دوستان دیگری رو هم سوار کردیم  از مسیر جاده روستای پاسندز به غریب محله  ساعت ۸:۱۵ به پل رودخانه جری رسیدیم  از همین اولین ساعات صبح تردد وسایل نقلیه متعدد از موتورسیکلت تا ماشین های شاسی بلند و کوتاه در مسیر به صورت سرسام آوری در حال رفتن بسمت آبشار بودند گروه از کنار رودخانه گذر کرده  وبعد از گذشتن مسیری از میان رودخانه در محلی نسبتا مسطح صبحانه صرف کردیم  بعد از حدود ۴۵ دقیقه بسمت آبشار حرکت کردیم  جنگل انبوه و سرسبز و رودخانه و باز هم صدای نخراشیده الات موسیقی با صدای بسیار بلند در میان جنگل توسط گروهی خانواده گی؟؟؟!!!  به هرجهت با گذر از این مسیر زیبا و که نابخردان سعی در نازیبا کردن آن دارند گذشتیم تا ساعت ۱۰:۳۰ به آبشار اسپه او رسیدیم  در منطقه ای که باید محل آسایش باشد به مانند پارکینگ در عمق جنگل انواع ماشین و تراکتور و غیره پارک شده بود  همانانی که وقتی پای صحبتشان می شینی آنچان دم از فرهنگ می زنن در حالی که خود از بی فرهنگ ترینان هستند  – متاسفانه شاهد صحنه هایی بودیم که که جای گفتن در این پست نیست .  گروه بعد توقف در محلی  بسمت بالای آبشار حرکت کرد این آبشار که آب آن از ترکیبات آهکی تشکیل شده به همین دلیل مسیر و سنگ ها لغزنده نیستند و براحتی می شود صعود نمود  اب این آبشار هم از چشمه پر آبی در کنار درخت بلندی در ارتفاع ۸۱۰ متری  قرار دارد طول آبشار هم حدود ۳۸۰ متر می باشد و از سطح رودخانه ۷۱۰ حدود ۹۰ متر هم ارتفاع عمودی دارد . گروه دقایقی را در کنار چشمه توقف نمود و بعد از گرفتن چندین عکس بسمت پایین حرکت کرده  بعد از صرف نهار ساعت ۱۵ بسمت ماشین حرکت نمودیم ساعت ۱۶:۳۰ در حال برگشت تو ماشین بودیم ساعت ۱۹:۱۵ به بابلسر رسیدیم

تصاویر برنامه

آبشار دارنو

جمعه ۲۲ مرداد

گروه به اتفاق ۲۲ نفر ساعت ۵:۳۰ بسمت نوشهر حرکت نمود  با هماهنگی که با آقای مسعود خرمی انجام شد  سرپرست برنامه مهدی شامقلی گروه را بسمت منطقه دارنو نوشهر هدایت کرده  بعد از حدود یکساعت پیمایش به آبشار زیبای دارنو رسیدند

تصاویری از این برنامه

برنامه تخت سلیمان که سرچال پایان یافت

پنجشنبه ۷ مرداد ۹۵

ساعت ۴:۳۰ با سه دستگاه ماشین شخصی از بابلسر به اتفاق ۷ نفر راهی کلاردشت شدیم تو راه آقای شعبانی و رفیعی هم به ما پیوستند تو نوشهر هم مسعود رو سوار کردیم خانم جعفری هم به اتفاق سه نفر از دوستان تو رودبارک به ما پیوستند و یکی دیگر از دوستان مسعود آقای سام  به علت شلوغ بودن و ازدحام کوهنوردان برای گرفتن وانت زمان زیادی رو از دست می دادیم بنابرین با همون ماشین های خودمون بسمت ونداربن حرکت کردیم ساعت ۹ ونداربن رسیدیم  تا ساعت ۱۰ که بزحمت تونستیم تو پارکینگ جا بگیریم و تو سالن صبحانه صرف کردیم بسمت سر چال حرکت کردیم هوا نیمه ابری بود طبق سایت هواشناسی جمعه رو آفنتابی زده بود مسیر زیبا ااز کنار رودخانه رو با شیب های متغییر ادامه دادیم در کنار چشمه سنگ بزرگ یا کشتی توقف کردیم کمی استراحت و گرفتن آب . ساعت ۱۲:۳۰ از این محل ادامه دادیم در مسیر گروه های دیگری هم بودند که از شلوغی پناهگاه خبر میداد که به ما خبر دادند که براتون دوستان جا گرفتند که این موجب شد کمی با خیال راحتتر صعود کنیم چون چادر ها رو بابلا نیاورده بودیم چون قبلا هم قول گرفتن جا در پناهگاه رو داشتیم – آقای رفیعی با کمی فاصله در حرکت بود کمکم اثار خستگی ناشی از کوله سنگین و مسیر تاب چند نفر رو کم کرده بود ساعت ۱۷ پناهگاه نمایان شد با کمی فاصله از هم به پناهگاه رسیدیم  خیلی شلوغ بود به هر ترتیب در پناهگاه ساکن شدیم و به استراحت پراداختیم  ساعتی بعد گروه بامدادان از راه رسید که آقای فهیمی به پناهگاه آمد کنار ما نشست ما در حال صرف شام بودیم . هوای بیرون عالی بود ولی ابرها کم و بیش جولان می دادند  خیلی از گروه ها بسمت علم چال می رفتند ما هم قرار گذاشتیم صبح زودتر راه بیفتیم تا از مسیر علم چال  به قله بریم – سر صدای دوستان زنجانی داخل پناهگاه خوابی برای ما نزاشت  –

جمعه ۸ مرداد ۹۵

صبح با صدای  دوستان زنجانی که عازم سیاه سنگها بودند بیدار چه عرض کنم از کیسه خواب در آمدیم که صدای رعد و برق و بارش شدید باران همه رو میخکوب کرد و دوباره به تخت ها بازگشتند بتدریج آنهایی هم که بسمت علم چال رفته بودند بازگشتند و خبر از اوضای خراب علم چال دادند  ما هم به تصمیم گروهی خود را آماده بازگشت به وانداربن کردیم  ساعت ۷:۳۰ از پناهگاه حرکت کردیم گروه بامدادان آماده شده بود که بسمت علم چال بره که بعد خبر دار شدیم که از علم چال برگشته برنامه سه روزه رو دو روزه پایان دادند – ما هم در مسیر کاملا مه گرفته تا ونداربن هوایی خنک و خوب و مناظر زیبا را شاهد بودیم ساعت ۱۱:۳۰ بعد از توقف ها ی متعدد و خرید ماست و دوغ از گوسفندسرای نزدیک قرارگاه به ماشین های خود رسیدیم ساعت ۱۲:۳۰ از ونداربن خارج بسمت کلاردشت حرکت کردیم تو کلاردشت نهار صرف کردیم ساعت ۱۸ به بابلسر رسیدیم .

تصاویری از این برنامه

DSC05865 DSC05868 DSC05870 DSC05873 DSC05875 DSC05880 DSC05882 DSC05886 DSC05887 DSC05899 DSC05904 DSC05911 DSC05924 DSC05927 DSC05932 DSC05943 DSC05947 DSC05952 DSC05954 DSC05955 DSC05963 DSC05968 DSC05969 DSC05974 DSC05977 DSC05978 DSC05980 DSC05992 DSC05994 DSC05995 DSC06001 DSC06007 DSC06011 DSC06013 DSC06015 DSC06023 DSC06028 DSC06031 DSC06035 DSC06042 DSC06047 DSC06051 DSC06056 DSC06058 DSC06059 DSC06067 DSC06071 DSC06079 DSC06091 DSC06093 DSC06103 DSC06120

جنگلنوردی در مسیر آبشار درازکش

جمعه ۱ مرداد ۹۵

صبح ساعت ۶ از بابلسر بسمت بابل حرکت کردیم با راهنمایی دوست خوبمون آقای رعنایی که خودشون در ارتفاعات دیگری برنامه داشتند به روستای درازکش رفتیم که در جنوب بابل بعد از گاوگا بندپی شرقی واقع شده – ساعت ۷:۴۵ وارد روستا شدیم و  از وسط بسمت آبشار راه افتادیم که در ابتدا مسیر کمی شیب  دارد از میان خانه های روستایی که اکثرا دامدار هستند گذشتیم تا به یک دوراهی رسیدیم که از سمت چپ بالا رفتیم  تا به دوراهی دوم رسیدیم که از سمت راست پایین رفتیم از یک حصار  از در چوبی آن (لوش)  گذشته  تا آبشار از یک شیب تند پایین رفتیم در کنار آبشار صبحانه صرف شد سپس از بالای آبشار و کنار رودخانه به عمق جنگل رفتیم تا در یک فرعی به یک آبشار کوچک رسیدیک از کنار ان گذشته و ادامه مسیر دادیم تا حدود ۵/۵ کیلمتر پیمایش نمودیم و سپس برگشتیم به آبشار دراز کش در نزدیکی آن نهار صرف کردیم  محیط اطراف آبشار بواسطه حضور افردی بدون لباس و در حال شنا نمایی نابهنجار ایجاد کرده بود بعد از صرف نهار و کمی استراحت ساعت ۱۴:۳۰ با گرفت چند عکس کنار آبشار و شنا کردن چند نفر از دوستان بسمت بابلسر حرکت کردیم ساعت ۱۷:۳۰ بابلسر بودیم

تصاویری از همین برنامه

DSC05673 - Copy DSC05671 - Copy DSC05662 - Copy DSC05656 - Copy DSC05655 - Copy DSC05651 - Copy DSC05666 - Copy DSC05646 - Copy DSC05633 DSC05677 - Copy DSC05683 DSC05686 - Copy DSC05693 - Copy DSC05698 DSC05701 - Copy DSC05702 - Copy DSC05703 DSC05710 - Copy DSC05715 DSC05717 - Copy DSC05730 DSC05739 DSC05756 DSC05758 DSC05766 DSC05797 DSC05805 DSC05809

 

تیزکوه پلور منظریه

جمعه ۲۵ تیر ۹۵

ساعت ۴:۳۰ از بابلسر بسمت جاده هراز و پلور حرکت کردیم  طبق برنامه قرار بر صعود قله ۳۱۵۰ متری تیز کوه را داشتیم  چون کروکی و فایل GPSمسیر را نداشتیم از طریق استاد لقایی سرپرست گروه کوهنوردی تبرستان جوان بابل با آقای کاظمیان تماس گرفتیم که ایشون کمال همکاری را نموده و کروکی مسیر را با تلفن  در اختیار ما گذاشت ساعت ۷:۳۰ به پلور رسیدیم بعد از پل حدود بیست متر که گذشتیم از سمت چپ وارد خیابان فرعی زشدیم که ما را به محله منظریه می رساند در انتهای این خیابان بجایی رسیدیم که قطعه بندی برای ساخت ساز ایجاد شده بود توقف کردیم – با تماسی که با آقای کاظمیان داشتیم بسمت یال حرکت نمودیم  بعد از حدود یکساعت پیمایش به بالای یال رسیدیم و توقف برای صرف صبحانه  در نمایی زیبا از دماوند و منطقه سد لار . حدود ۳۰ دقیقه توقف در این محل داشتیم سپس ار سمت پب یال از شیبی نسبتا تند بال رفتیم که با دست بسنگ شدند از مسیر های سنگی به بالای یالی دیگر رسیدیم  هوا کم کم رو به گرما می رفت و کمبود آب و نبود چشمه در مسیر بعضی از دوستان را با کمبود آب دچار کرد با آنکه گفته بودیم – در ادامه از مسیر یال با شیب های تند و ملایم قله نمایان شد که شبیه کله قند بود  ساعت ۱۱:۳۰ به قله رسیدیم هوا خیلی گرم شده بود حتی در این ارتفاع – بعد از دقایقی و گرفتن عکس های قله از مسیری دیگر از شیبی نسبتا تند پایین آمدیم – افت فشار و افتادن قند خون یکی از دوستان سرعتمان را کم کرد و مشکل زانوی یکی دیگر از دوستان –  ساعت ۱۵ به مینی بوس رسیدیم  ساعت ۱۵:۲۰ بسمت بابلسر حرکت کردیم  – ساعت ۱۸:۳۰ به بابلسر رسیدیم

کوهنوردی اینروزها

با درود بر تمام زحمتکشان این ورزش  مفرح

خیل عظیم این روزها به قلل بلند و کوهستان قابل توجه شده  – اکثرا هم جوان  اکثرا هم بدون اینکه دوره های آموزشی را گذرانده باشند سعی دارند بدون رعایت  اصول به بلندترین قله برسن به هر طریق شده خواه با یک گروه و خواه به تنهایی با یکی دو نفر همراه  – تابع هیچ گروهی هم نمی خوان باشن اگر هم چند صباحی کوه را با گروهی شروع کردند  به چند قله هم صعود کردند خود را با بهترین ها قیاس می کنند و اونوقت اعتماد بنفس کاذب به سراغ این افراد میاد  گروه قبلی رو ول کرده با گروه دیگه و یا  با چند دوست گروه دوستانه تشکیل داده به کوه میرن  بدون توجه به زحماتی که برایشون کشیده شده – زمانی ارق به باشگاه و گروه یک اصل بود امروز حتی می بینیم بازیکنی که قرداد ملیاردی هم داره دیگه به این مسایل فکر نمیکنه  و قید همه چی رو میزنه  با باشگاه و تیم دیگر کار می کنه  – گذشت اونزمان که تعصبی و عشقی در کار بود این مسله به کوهنوردی هم رخنه کرده – و شاهد حوادثی در کوهستان هستیم  که در گوش کنار می بینیم و میشنویم ناشی از همین تفکراته .. به امید آنکه دیگر شاهد حوادثی در کوه نباشیم

آزادکوه

پنجشنبه ۱۰ تیر ۹۵

فرصتی دیگر از راه رسید بار دگر آماده حرکت بسمت قله آزادکوه شدیم ساعت ۹:۳۰ صبح از بابلسر به اتفاق ۱۱نفر بسمت بلده و یوشج و روستای کلاک حرکت کردیم  با توقف های بین راه ساعت ۱۴:۳۰ به کلاک علیا رسیدیم بعد از آواده شدن دوستان و تقسیم چادرها بین نفرات  ساعت ۱۵ بسمت تنگه حزکت کردیم در مسیر گروه های دیگری در تردد بودند . ساعت ۱۷:۳۰ در نزدیکی تنگه در ارتفاعی بالاتر از رودخانه چادر زدیم که پس از دقایقسی یک گروه از نور و شب هنگام گروهی ار محمود آباد در نزدیکی ما چادر زدند که  بعضی از نفراتشان در کل بدور از فرهنگ کوهنوردی بودند  هیچگونه حد و معیاری قایل نبودند . بخصوص هنگام استراحت گروه ما.

جمعه ۱۱ تیر ۹۵

ساعت ۴ صبح بیدار باش زدیم  همه دوستان که آماده صعود بودند  تا ساعت ۵ آماده شدند و حرکت کردیم  هوا بسیار خوب بود و نشان از روزی گرم را میداد . با طلوع آفتاب روز یازدهم تیر ما در نزدیکی یال چورن (زین اسبی ) بودیم ساعت ۷ به یال رسیدیم  برای دقایقی در این محل استراحت کردیم سپس حرکت خود را بسمت قله آغاز نمودیم  شیب تنذ مسیر را با گام های شمرده و مستعمر ادامه دادیم گروه های زیادی در مسیر تا قله بودند از نور و تهران و مشهد و اصفهان و…  بچه ها همه خوب و سر حال بودند  ساعت ۹:۱۵ به قله رسیدیم  دوستانی که خیلی وقت بود که ندیده بودیمشان رو تو قله دیدیم و چندین عکس با هم گرفتیم عکس گروهی هم گرفته شد سپس ساعت ۹:۴۵ بسکمت پایین و کمپ حرکت کردین احسان مثل غزال با سرعت تمام فرود را آغاز نمود ساعت ۱۰:۴۰ به چادر ها رسید ؟؟!!! ما هم با دنده سنگین پایین آمادیم  در مسیر ابراهیم و خانم حبیبی رو هم دیدیم و آقای نیازی و شهره رو هم رو یال دیدیم  ساعت ۱۱:۴۰ به چادرها رسیدیم و صرف نهار و جمع آوری چادرها که در اثر باد شدید در حال کنده شدن بودند  ساعت ۱۳:۳۰ بسمت روستا کلاک حرکت کردیم  ساعت ۱۵:۱۰ به روستا رسیدیم که از ما حق ورود دریافت کردند به عنوان کمک به عمران آبادی روستا – حالا باید پول خوش گذارنی  خوش نشین های نوری و آملی ها رو کوهنوردان بپردازند ؟؟؟!!! هرنفر ۲۰۰۰ تومن از هر ماشین ۵۰۰۰ تومن جداگانه به عنوان حق پارکینگ و مینی بوس ۱۵۰۰۰ تومن ؟؟؟!!!  ساعت ۱۵:۳۰ از روستا خارج شدیم تو یوشج برای دیدن خانه نیما دوستان پیاده شدند که ۴۵ دقیقه طول کشید ساعت ۱۶:۳۰ از یوشج بسمت بابلسر حرکت نموده ساعت ۱۹:۳۰ به بابلسر رسیدیم..

تصاویر مربوط به این برنامه

قله پاشوره

جمعه ۴ تیر ۹۵

ساعت ۴ صبح از بابلسر حرکت کردیم  در مسیر چند نفر از دوستان به ما ملحق شدند  و تعدادی از دوستان به خاطر محدویت جا در مینی بوس با ماشین شخصی به نوا رسیدن  – ساعت ۷:۳۰ به جلوی کارخانه آب معدنی رسیدیم  پس از آماده شدن دوستان که تعداد نفرات به ۳۴ نفر رسیده بود به سمت آزو حرکت کردیم . سرسبزی مسیر با گل های رنگارنگ  و صدای پرندگان و نمای با شکوه دماوند و قله پاشوره لذتی خاص داشنت . ساعت ۸:۵۰ به آزو رسیدیم و برای صبحانه توقف کردیم  . ساعت ۹:۲۰ با سر قدمی آقای نقیبی  بسمت قله حرکت کردیم با افزایش گرفتن ارتفاع تعدادی از دوستان بسمت کلبه برگشتند  و گروه با ۲۰ نفر بسمت قله حرکت نمود  هوا هم نسبتا گرم شده بود تا شیب سوم یال همه با هم در یک صف در حرکت بودیم در اینجا تعدادی از دوستان  که لازم نام بردن نیست به یکباره بدون هماهنگی از صف جدا شده و بدون در نظر گرفتن شرایط گروهی بسمت قله حرکت نمودند  و یک نفر هم از بین خودشون که حالش مساعد نبود رو بین راه گذاشتند (به علت افت فشار)که بعد هم معلوم شد که به چه منظور !!! گرفتن عکس با بنر دیگر گروه و معرفی نمودن سرپرست وراهنما از بین خودشون !!؟ و بدتر اینکه بدون هماهنگی بسمت آزو پایین میان – گروه ساعت ۱۳:۴۵ به قله میرسه  برای لحظاتی روی قله توقف نموده و چندین عکس گرفته میشه  ساعت ۱۴:۱۵ از مسیر دره پاشوره بسمت پایین حرکت نمودیم  بیش از یکساعت هم برای آن دوست که حالش مساعد نبود توقف نمودیم تا ساعت ۱۷ به آزو رسیدیم  که دیدیم دوستان پیش رو بازم بدون هماهنگی بسمت بابلسر حرکت نمودند  – گروه بعد از حدود یک ونیم ساعت توقف در آزو بسمت پایین حرکت نمود ساعت ۱۹:۱۵ از نوا بسمت بابلسر حرکت نمود و ساعت ۲۱:۴۵ به بابلسر رسید .

تصاویری از همین برنامه

اسالم به خلخال

پنجشنبه ۱۳خرداد۹۵

ساعت ۶:۳۰ با کمی تاخیر مینی بوس از راه رسید که در همون وحله اول متوجه تعداد کم صندلی نسبت به نفرات شدیم که در همون لحظه اول شروع برنامه  با کارشکنی طرف قرارداد نسبت به ارسال مینی بوس ۲۱ نفره همراه شد حال به هر دلیل غیر موجه دوستان همکاری نمودن سوار شدیم ۱۷ نفر همنورد بطریقی بسیار سخت جا گرفتیم  و راه افتادیم کمک راننده هم تو این کمبود جا از جاش تکون نمی خورد با تمام معضلات ساعت ۷ از بابلسر خارج شدیم  تو محمود آباد وحید به اضافه شد که وقتی کمبود جا رو دید ناراحت شد حقم داشت . ساعت ۱۰:۳۰ تو بلوار ساحلی رامسر برای صرف صبحانه نشستیم یه مشکل دیگه اضافه شد  مدارک راننده مشکل دار شد دوبار جهت رفع مشکل به ترمینال رامسر رفت تا مدارک رو کامل کنه و گروه تا ساعت ۱۱:۱۵ منتظر نشستند و حرکت بسمت استان گیلان اِاز شد  ساعت ۱۴:۳۰ در ۴۵ کیلومتری اسالم برای صرف نهارجلو یک رستوران سنتی توقف کردیم  با گرفتن دو تا آلاچیق به اتفاق دوستان نهار صرف کردیم تا ساعت ۱۵:۴۰ در این مکان بودیم و حرکت بسمت اسالم  از پونل هم بسمت خلخال راه دارد ولی بدلیل نشون دادن خروج از جنگل به راننده از مسیر اسالم بسمت خلخال باید می رفتیم ساعت۱۶:۴۵ به ابتدای جاده خلخال به اسالم رسیدیم بعد طی حدود ۱۳ کیلومتر به ورودی روستای لاکه تاشون که محل خروج ما در روز شنبه ۱۵ خرداد  رو به راننده نشون دادیمو ادامه مسیر در میانه راه جاده مه آلود شد و سپس باران شروع شد و با ارتفاع گرفتن بشدت اون اضافه شد در بعضی نقاط بصورت سیلاب و گل روی جاده روان بود  در ۲۰ کیلومتری خلخال باران قطع مه مناظر بدیعی از گل های شقایق و دیگر گل های فصل منطقه خودنمایی می کرد ساعت ۱۸:۵۰ به خلخال رسیدیم شهری به ظاهر با امکانات متوسط و کم برای رفع خستگی و خرید به داخل یک ایستگاه اتوبوس (ترمینال) رفتیم .

ساعت ۱۹:۲۰ از ترمینال خارج بسمت اندبیل حرکت کردیم (که در ۶ کیلومتری خلخال و محل تفریح و تفرجگاه اهالی خلخال می باشد ) ساعت ۱۹:۵۰ به اندبیل رسیدیم . کوله ها و چادرها از مینی بوس خارج کردیم چادرها بین نفرات تقسیم شد تا حرکت کنیم ساعت ۲۰:۳۵۰ شد  هوا هم صاف شد نگرانی از اینکه شب بارش داشته باشیم نداشتیم .

با گام های بسیار خوب خانم حجازیان  شیب ملایم تا یال رو در ۴۵ دقیقه طی شد (این مسیر به مانند کانال که دو طرف آن از درختان بهم فشرده بلوط  احاطه شده می باشد) با شروع تاریکی هدلایت ها روشن شد مسیر را با جی پی اس تو تاریکی مطلق  و نور چراغ ها پیدا می کردیم از شیب نسبتا تند فرود رو شروع کردیم بعد از طی ۲ ساعت به بالای روستاای کله رود رسیدیم ( طبق روایت تاریخ بعد از خیانت هایی که به میرزا کوچک خان شد و میرزا در راه خلخال در این مکان توسط اشرار سرش بریده شد ) در این مکان با نور هدلایت ها چادرهارو بر پا کردیم و سرف شام  حدود ساعت ۲۳:۴۵ برای خواب آماده شدیم  قرار شد صبح قبل از ساعت ۷ حرکت کنیم و صبحانه را در مسیر صرف کنیم .

جمعه ۱۴خرداد۹۵

ساعت۵:۱۵ بیدارباش انجام شد طلوع دل انگیز آفتاب ۱۴ خراد بسیار زیبا خودنمای کرد. تا ساعت ۶:۳۰ چادرها جمع شد بعد دقایقی کوتاه به ابتدای ورودی جنگل رسیدیم به علت تردد زیاد طبیعت گرد پاکوب ها کاملا مشخص و پهن می باشد  در مسیر از چشمه آب گرفتیم و از کنار چند کلبه به منطقه بدون درخت و جند کلبه که دور تادور آن حصار داشت رسیدیم از خانم زنده دلی که زبان فارسی هم بلد نبود تعدادی زجوراب دستبافت خریدیم و مسیر را ادامه دادیم ساعت ۸:۳۰ بر فراز دره ای زیبا و چشم نواز صبحانه صرف کردیم دوربین ها از ثبت مناظر ناتوان بودن با گرفتن چند عکس دستجمعی ساعت ۹ ادامه مسیر داده به رم خوانی رسیدیم بعد از گذر از این محل و پاکوب های جنگلی به (ناو بالا ) رسیدیم و از این منطقه به بعد وارد جاده خاکی شدیم و نفس گیر البته مناظر اطراف زیبا بود ولی گذر لحظه به لحظه موتور و نیسان و ماشین های شاسی بلند که گروه های طبیعت گرد رو حمل می کردند از کنار ما با کوله های سنگین ما می گذشتند  و این

برای ما که بیشتر دوست داریم پاکوب های کوهستان را گام برداریم ناخوشایند بود بعد از گذشت حدود یکساعت به ناو پایین رسیدیم  و در ادامه باز هم از طریق جاده خاکی  به قهوه خانه ناو رسیدیم برای دقایقی در این محل نشستیم سپس از طریق مسیر پایین قهوه خانه بسمت سه ناو و پرورش ماهی حرکت کردیم  و باز هم همچنان جاده و گذر وسایل نقیله  چند نفری هم از گروه های خلخال بصورت پیاده در مسیر بودند  با استراحت های مقطعی ساعت ۱۴:۲۰ به سه ناو رسیدیم در محل یک مدرسه و چند کلبه پذیرایی وجود دارد  ما برای حدود ۲ ساعت استراحت در محل در کنار و داخل کلبه ها نشستیم  ساعت ۱۵:۴۰ بسمت محل پرورش ماهی و دیدن آبشار رنگین کمان حرکت کردیم با گذر از پل متمایل براست از روی آن گذشته  از منطقه و پاکوب جنگلی به پرورش ماهی رسیدیم  با نظر همه دوستان در این مکان کمپ زدیم سپس با تعدادی که مایل بودند بسمت آبشار رفتیم که در ۵۰۰ متری این محل قزار دارد رفتیم آبشاری به ارتفاع تقریبا ۴۰ متر  و دورنمایی بسیارزیبا – تنی چند نفر از دوستان بزیر آبشار رفتند و شنا – سپس برگشتیم دوستان برای شیما جشن تولد  بسیار ساده گرفتند البته بدون کیک با تنقلات فراوان . محمد هم اسلنگد رو وصل کرد و شروع براه رفتن  روی آن کرد . ساعت ۲۰ شام برنج آماده کردیم  و گوجه پلو درست کردیم با گوشت مرغ . ساعت حدود ۲۲ هم برای خواب آماده شدیم تا شب دوم را پشت سر بگزاریم  .

شنبه ۱۵خرداد ۹۵

ساعت ۵:۲۰ همه از خواب بیدارشدند  طبق روش روز گذشته قرار شد صبحانه در مسیر صرف شود  تا چادرها جمع شود و دوستان آماده حرکت شوند ساعت ۶:۴۵ شد از کنار پرورش ماهی از روی پل گذشتیم گروه های توریسم با تعداد زیادی چادر در محل بودند  از این منطقه تا حدود یک کیلومتر جاده را پشت سر گذاشته از کنار قهوخانه  و دوراهی  از سمت چب وارد جنگل می شویم مسیر نسبت به روز قبل بسیار زیباتر و با طراوت بود در محل دوراهی  پاکوب ها در کنار رود کوچکی از آب ساعت ۸:۳۰ برای صرف صبحانه نشستیم لحظاتی بعد گروهی از کنار ما گذشتند که بدون کوله بودند کوله هاشونو به وانت داده بودند که ببره لاکه توشن  ساعت ۹:۱۵ از مسیر پایین که دو تا چالش خطرناک داره ادامه مسیر دادیم چون هوا خشک و آفتابی بود احتمال خیس و لغزنده بودند مسیر خطرناک بسیارکم بود چون گروه خلخال و و گروه تهران جلوتر از ما  از همین مسیر رفته بودند.  از مسیر پاکوب که دیگر از بالای دره های جنگلی می گذشت لذت برنامه رو بیشتر کرد  بعد از ساعتی به اولین چالش برنامه رسیدیم بجایی رسیدیم که پاکوب نداشت فقط جای گام بود و دره ای خطرناک منتهی به رودخانه  با احتیاط و ایمنی لازم از این محل گذشتیم و در ادامه از جنگل زیبا و رو همچنان پیش رو داشتیم که به چالش دوم رسیدیم که این یکی را راحتر پشت سر  گذا شتیم  چند نفر از دوستان گروه خلخال با بیلچه مسیر رو کمی دبرای گذر  بهتر کردن . با نزدیک شدن به میانه روز نوع تردد در منطقه و گروه های گلگشتی اسالم هم از روبرو در منطقه بودند  نشان از نزدیک شدن به روستای لاکه توشون بود ساعت ۱۲:۱۵ بعد پشت سر گذاشتن ۳۶ کیلومتر مسیر پر کش و قوس و گذر از رودخانه ها و روستاهای بین راه و جنگل ها  وارد روستای لاکه توشن شدیم  و از روستا خارج شده به جاده رسیدیم مینی بوس هم از ساعتی قبل در محل آماده بود  تا  کوله ها تو مینی بوس جاسازی شود و آماده حرکت شویم ساعت  ۱۲:۵۵ شد  .. در مسیر خبر پیروزی والبال برلهستان و گرفتن سهمیه المپیک بعد از ۵۲ سال همه را خوشحال کرد . ساعت ۱۵ در محلی نزدیک رشت در محل رستوانی نهار صرف شد  . ساعت ۱۶ بسمت بابلسر ادامه مسیر دادیم  بعد از پشت سر گذاشتن ترافیک شهرهای بین راه مسیر ۸ ساعته ۱۱ ساعت طول کشید  و ساعت ۲۳:۴۵ به بابلسر رسیدیم  و پایان برنامه .